
برای دانلود به ادامه مطلب برید...
در فرانسه در دوران قبل از انقلاب 1789 نشانههاى روشنى دال بر وخامت موقعيت اقتصادى از هر لحاظوجود داشته و اين كشور از پنجاه سال قبل از انقلاب، دچار مشكلات و بحرانهاى مالى و اقتصادى فراوانى بودكه روزبروز بر دامنه و ابعاد آن افزوده مىگشت.
شرايط اقتصادى در روسيه نيز قبل از انقلاب، از آغاز دهه اول قرن بيستم وضع مطلوبى نداشت. دو جنگخارجى كه در اين دوره اتفاق افتاد بر شدت نابسامانيهاى اقتصادى افزود، ركود اقتصادى كه تا سال 1909دوام داشتشرايط ناگوارى را براى كاركنان و دهقانان ايجاد كرده بود، از يك سو بيكارى را سخت دامن مىزد واز سوى ديگر شرايط كار و ميزان درآمد اين دو طبقه را طاقت فرسا و غير قابل تحمل ساخته بود اعتصاباتى كهدر اين دوران كارگران راه مىانداختند عمدتا ماهيت اقتصادى داشت و مرتبا بر تعداد اعتصابات و شمارهشركت كنندگان در اعتصابات افزوده مىگشت.
حال آنكه در ايران، در اواخر حكومتشاه رژيم، ايران در مطلوبترين سطح از قدرت اقتصادى كه در تمامسلطنت 57 ساله رژيم پهلوى بىسابقه بود به سر مىبرد. با افزايش سريع و غير قابل پيشبينى درآمد نفت ،رژيم ايران نه تنها تبديل به يكى از دولتهاى ثروتمند شده بود بلكه جامعه ايرانى را به يك جامعه كاملامصرفى تبديل كرده بود. بدين ترتيب ملاحظه مىگردد در حالى كه دولتهاى فرانسه و روسيه از نظراقتصادى در بدترين شرايط بودند و در حقيقت در مرحله ورشكستگى نهايى قرار داشتند دولت ايران با توجهبه افزايش ناگهانى و غير قابل پيشبينى قيمت نفت از نظر ذخائر ارزى و توانائيهاى مالى در مطلوبترين ومناسبترين شرايط اقتصادى در تاريخ خود بوده است.
بقیه در ادامه مطلب ....
محل تولد : كاشان نام پدر : شمس الله
تاريخ شهادت : 31/4/67 محل شهادت : شلمچه
تاريخ تولد : 1344 محل دفن : دارالسلام
در سال 1344 در روستاي كمال الملك (كله) از توابع كاشان فرزندي متولد شد كه پدر نام او را محمدرضا گذارد .

تحصيلات ابتدايي را در روستا و شهرستان تمام كرده و كم كم وارد دوران انقلاب شد بهمراه برادر خود و پدربزرگوار ش در مبارزات عليه شاه شركت مي كردند و هميشه راهنماي خوبي براي برادران خود بخصوص مهدي بود . تا اينكه جنگ تحميلي شروع شده بهمراه برادرش وارد جبهه ها شد و بارها تركش خورده و زخمي شده بود ولي به لطف حق بهبود و شفا مي يافت . تا اينكه خبر شهادت برادرش به گوش او رسيد او عزم خود را جزم كرده تا آخر در جبهه ها ماند و در عملياتهاي زيادي شركت كرد تا اينكه در آخرين عمليات جنگ يعني عمليات مرصاد در شلمچه در سال 67 به درجه رفيع شهادت نائل شد.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
کتاب بلال گردان فتح، در 60 صفحه مشتمل بر خاطراتی از طلبه شهید محمد تقی صناعتی، توسط کانون فرهنگی هنری شهدای گمنام روستای کمال الملک (کله) منتشر شد. هر صفحه از این کتاب مزین به تصویری از شهید است.
حسین برادران تهیه و تنظیم این کتاب را بر عهده داشته و حجت السلام و المسلمین جواد اسماعیلی، الهام قمصری زاده، سمانه حیدری و محمد مصلحی و محسن عزیززاده با وی همکاری داشته اند.
شهید محمدتقی صناعتی کله بیست و چهارم بهمن 1346، در شهرستان کاشان روستای کمال الملک (کله) چشم به جهان گشود. پدرش عباس، کشاورز بود و مادرش مریم نام داشت. در حوزه علمیه درس خواند. روحانی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دوازدهم اسفند 1365، در کربلای 5 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار این شهید در گلزار شهدای روستای کمال الملک(کله) واقع است.
همچنین در این مراسم پرده خوانی دفاع مقدس با موضوعات فرهنگ جبهه ،دفاع مقدس،تهاجم فرهنگی و... اجرا شد.
«گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزههاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گريه مذموم شمرده شده است .
گريه ، از حالات و انفعالات انسانى است كه با مقدمهاى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبيعى به ظهور مىرسد، و گاه ممكن است انگيزهاش هيجانات تند روانى باشد . مثل شوق و ذوقى كه از ديدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى شود. همچنين گاهى هم گريه كردن حاكى از عقايد مذهبى انسان است با اين توصيف، از آنجايى كه گريه عملى طبيعى و اى بسا غير ارادى است؛ لذا نمى شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گيرد، بلكه آنچه كه مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگيزههاى گريه مىباشد . چنانكه گفتهاند: «تو آنى كه در بند آنى».
در اينجا براى اينكه بدانيم گريه بر سيدالشهدا (ع) چگونه گريهاى است و چه تأثيرات و بركاتى مىتواند داشته باشد، بهتر آن است كه اشارهاى به انواع گريه كنيم تا بعد از آن، نوع گريه بر آن حضرت برايمان معلوم گردد.
بقیه درادامه مطلب ...
نزديك شب عاشورا، امام حسين عليه السلام ياران خود را به گرد خود آورد، امام سجاد عليه السلام مىفرمايد: من با اينكه بيمار بودم، نزديك شدم ببينم پدرم به آنان چه مىگويد، شنيدم رو به اصحاب كرد و پس از حمد و ثنا فرمود:
«اما بعد و انى لا اعلم اصحابا اوفى ولا خيرا من اصحابى و لا اهل بيت ابر ولا اوصل من اهل بيتى فجزا كم الله عنى خيرا ... ».
بقیه درادامه مطلب ...
مطابق معتبرترين نقلها اولين كسى كه از خاندان پيغمبر شهيد شد،جناب على اكبر و آخرينشان جناب ابوالفضل العباس بود،يعنى ايشان وقتى شهيد شدند كه ديگر از اصحاب و اهل بيت كسى نمانده بود،فقط ايشان بودند و حضرت سيد الشهداء.آمد عرض كرد:برادر جان!به من اجازه بدهيد به ميدان بروم كه خيلى از اين زندگى ناراحت هستم.
جناب ابوالفضل سه برادر كوچكترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد،گفت:برويد برادران! من مىخواهم اجر مصيبتبرادرم را برده باشم.مىخواست مطمئن شود كه برادران مادرىاش حتما قبل از او شهيد شدهاند و بعد به آنها ملحق بشود.
بنا بر اين ام البنين است و چهار پسر،ولى ام البنين در كربلا نيست،در مدينه است.آنان كه در مدينه بودند از سرنوشت كربلا بى خبر بودند.به اين زن،مادر اين چند پسر كه تمام زندگى و هستىاش همين چهار پسر بود،خبر رسيد كه هر چهار پسر تو در كربلا شهيد شدهاند.البته اين زن زن كاملهاى بود،زن بيوهاى بود كه همه پسرهايش را از دست داده بود.
گاهى مىآمد در سر راه كوفه به مدينه مىنشست و شروع به نوحه سرايى براى فرزندانش مىكرد.تاريخ نوشته است كه اين زن خودش يك وسيله تبليغ عليه دستگاه بنى اميه بود.هر كس كه مىآمد از آنجا عبور كند متوقف مىشد و اشك مىريخت.مروان حكم كه يك وقتى حاكم مدينه بوده و از آن دشمنان عجيب اهل بيت است، هر وقت مىآمد از آنجا عبور كند بى اختيار مىنشست و با گريه اين زن مىگريست. اين زن اشعارى دارد و در يكى از آنها مىگويد:
بقیه درادامه مطلب ....